شنبه، 28 مرداد 1396 / 2017 August 19
نام فرستنده
پست الکترونیکی گیرنده
پیام برای گیرنده
اسلامی ، علی

آيت اللّه على اسلامى به سال 1326 (هـ . ش) در شهر «شال» از توابع استان قزوين و در يك خانواده مذهبى ديده به جهان گشود. او در دامنِ مادرى پاك نهاد و شب زنده دار و عبادتگرى پرهيزگار و پدرى زحمتكش و خوشنام، پرورش يافت. پدرش كربلايى احمد از شيفتگانِ خاندان نبوّت و از علاقمندان مخلص سيد مظلومان حضرتِ اباعبداللّه الحسين(عليه السلام) بود و مادرش «خاله» عالم ربانى و فقيه صمدانى حضرت آيت اللّه موسوى شالى(رحمه الله) است. حاج آقا «اسلامى» در دوران كودكى از نعمت پدر محروم گشت و از همان زمان تحت تربيت اخلاقى، علمى و معنوى حضرت آيت اللّه حاج آقا شالى قرار گرفت و به حلقه درس و بحث و آموزشِ او درآمد. او قرآن را در مكتب آموخت و تحصيلات دوره ى ابتدايى را در مدرسه اسلامى شهر شال در مدّت سه چهار سال گذراند. اين مدرسه در آن روزگار به دستِ با كفايت شهيد محراب حضرت آيت اللّه مدنى(رحمه الله) و شادروان آيت اللّه شالى(رحمه الله) تأسيس شده بود

ورود به حوزه علميه:

در سال 1340 به پيشنهاد آيت اللّه شالى و اخوى ارجمندش، شهيد آقاحسين موسوى، وارد علوم حوزوى شد و درسها را نزد استاد و مربّىِ بزرگوار خود، حاج آقا شالى فرا گرفت

«اسلامى» به بركت كششِ درونزا و كوششِ پيگير و مَثَل زدنى، بر دروسِ متداول حوزوى تسلّط يافت و سپس بر مسندِ تدريس نشست و در آن دوران بيش از چهل بار كتاب «صمديه» را تدريس كرد. شرح صمديه «ابومهدى» محصول بارها تدريس اوست كه اكنون مورد استفاده طلاب علوم دينى در حوزه هاى علميه است.

هجرت به نجف اشرف:

حاج آقا «اسلامى» در اواخر سال 1344 به حوزه نجف اشرف هجرت كرد و دروسِ «سطح» را در محضر استادان بزرگ حوزه نجف: (آيت اللّه فياض، آيت اللّه شيخ مجتبى لنكرانى، شهيد محراب آيت اللّه مدنى و علاّمه محقق شيخ صدرا بادكوبه اى و...) با موفّقيّت به اتمام رساند. تفسير قرآن كريم، علم كلام، فلسفه «منظومه» مرحوم حاجى سبزوارى، «فلسفتنا» و «الاسس المنطقيه» شهيد صدر را نزدِ علاّمه عظيم الشأن مرحوم آيت اللّه لنكرانى و استاد قرآن شناسِ معاصر آيت اللّه معرفت و آيت اللّه سيّد كاظم حائرى و ديگر اساتيد حوزه علميه نجف فرا گرفت و هيأت و نجوم را نيز در حدود 10 ماه نزد استادان فنّ آن حوزه آموخت.

دروسِ «سطح» و «خارجِ فقه و اصول»:

حاج آقا «اسلامى» در نجف، لحظه اى از دانش اندوزى غفلت نورزيد و بى درنگ پس از اتمام دوره «سطح»، در دروسِ «خارج فقه و اصول» مراجع عظام تقليد حضور يافت. سالى چند در درسِ خارج فقه «مكاسب» حضرتِ امام خمينى (قُدّسَ سرّه الشريف) رهبر كبير انقلاب و بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران، شركت نمود و بهره ها جُست. در ضمن بحث «مكاسب»، حضرت امام(رحمه الله) موضوعِ «ولايت فقيه» را به صورت گسترده موردِ بحث قرار مى دهند كه براى حاضرين درس، شورآفرين و نشاط انگيز مى گردد. حاصل بحث ولايت فقيه به صورت جزوه درمى آيد كه بخشى از جزوه هاى عربى آن به وسيله حاج آقا اسلامى توزيع و پخش مى شود. او در درس خارجِ اصولِ آيت اللّه شهيد سيدمحمد باقر صدر(رحمه الله) و مباحثِ فقهى «صلاة عروة الوثقى» حضرت آيت اللّه خويى(رحمه الله)شركت كرده و از خرمن پرفيضشان، توشه ها و بهره ها برده است.

 بازگشت به ايران اسلامي

اقامت شش هفت ساله در نجف اشرف و گذراندن موفّقيّت آميز دوره هاىِ سطح و خارج حوزوى، آقاى اسلامى را براى پذيرش مسؤوليتهاى خطير در انقلاب اسلامى و براى چنين روزى (نامزدى در انتخابات خبرگان رهبرى) نيك ورزيده و آماده كرده است. او پس از شش هفت سال دانش اندوزى از نجف به ايران بازگشت و با خاندانى محترم از سادات قزوين، مرحوم آقاسيد على اصغر پرپينچى، واعظ و مروّج احكامِ دين آشنا شد و با دختر اين سيّد بزرگوار ازدواج كرد.

اقامت در حوزه علميه قم

حاج آقا «اسلامى» پس از ازدواج، قصد بازگشت به حوزه علميه نجف را داشت، امّا به علّت تيرگى روابط دو رژيم «پهلوى» و «بعث عراق»، رفت و آمد بين دو كشور ممنوع شد و «اسلامى» ناگزير براى ادامه ىِ تحصيل بيشتر، در حوزه علميه «قم» سكنى گزيد و در دروس مجتهدان و فقيهان بزرگ چون حضرت آيت اللّه وحيد خراسانى شركت جُست و بهره ها برد. كوتاه سخن آنكه، او در مجموع، حدود 22 سال در دروس خارج آيات عظام «نجف اشرف» و «قم» شركت نموده و بهره ها جُسته و صاحبنظر گشته است. اندوخته هاى علمى «اسلامى» در نجف و قم و ارتباط نزديكش با انديشهور جهان اسلام حضرت آيت اللّه شهيد سيد محمدباقر صدر، او را صاحب نظرى عميق و انديشمندى دقيق ساخته است. بسيارى از عالمان و فاضلان حوزه و همدوره هاى حاج آقا اسلامى، اعتراف مى كنند كه او «اسلامى» از استعداد و حافظه ى نيرومندى برخوردار بوده و بهره هاى علمى فراوانى به دست آورده است. به پشتوانه اين توفيقات و عنايات، امروز او از مفاخر ما و استان عالم پرور و دانشمند خيز قزوين به شمار مى رود.

كرسى تدريس در حوزه و دانشگاه:

آيت اللّه على سلامى، بر اساس سنّت حسنه حوزوى و دارا بودن صلاحيّت هاى ذاتى و قدرت بيان جذّاب، در كنار تحصيلات و دانش اندوزى، از امر «تدريس» غافل نبوده است و بسيارى از متون درسى حوزه علميه، در سطوح مختلف: مقدمات و سطح: دروس «صرف و نحو»، «شرح لمعه»، «حلقات الاصول»، «رسائل»، «مكاسب» و «كفايه» را بارها تدريس كرده و شاگردان بسيارى را تربيت نموده است كه امروز بسيارى از آنان از استادان و محقّقان بنام حوزه علميه قم هستند و شمارى نيز در مسؤوليّت هاى مختلف: قضايى، سياسى و علمى و... به انجام وظيفه مشغول اند. «اسلامى» از بدو انقلاب تاكنون در دانشگاههاى مختلف كشور نظير: دانشگاه شهيد چمران اهواز و دانشگاههاى ديگر و مراكز آموزش دولتى و... در رشته هاى عديده تدريس داشته است.

مسؤوليّتهاى علمى:

آقاى «اسلامى» همواره مورد توجّه محافل علمى و تحقيقاتى بوده و مسؤوليّتهاى خطير علمى به وى سپرده شده و به خوبى از عهده  آنها برآمده است، كه عبارتند از:

ـ قائم مقام انتشارات جامعه مدرسين حوزه علميه قم.

در اين مسؤوليت خطير، صدها اثر از آثار گرانبهاى علمى شيعه، زيرنظر آقاى اسلامى تحقيق و احيا شده است.

ـ مدير كل پژوهشهاى مجمع جهانى اهل بيت(عليهم السلام).

ـ رياست هيأت علمى مجمع جهانى اهل بيت(عليهم السلام).

ـ عضو شوراى سياستگذارى فرهنگى مجمع جهانى اهل بيت(عليهم السلام).

ـ عضو شوراى كتاب مجمع جهانى اهل بيت(عليهم السلام).

آقاى «اسلامى» از سوى حضرت آيت اللّه تسخيرى و آقاى دكتر على اكبر ولايتى به چهار مسؤوليت فوق شماره هاى 2 و 3 و 4 و 5) انتخاب شده و خدمات علمى ارزنده و فراوانى داشته است.

ـ مسؤول كميته تخصّصى عقايد و شبهات كلامى و عضو هيأت علمى بعثه مقام معظم رهبرى.

از سالهاى آغازين انقلاب اسلامى، يكى ديگر از فعّاليّت هاى علمى فرهنگى «حاج آقا اسلامى» ورود به جمع روحانيون كاروان ها و كارگزاران حجّ بعثه مقام معظم رهبرى بوده است. او، بر اثر تلاش هاى علمى گسترده و «تسلّط به زبان عربى» و شايستگى هاى وجودى به عنوان عضو «هيأت علمى و مدير كميته تخصّصى كلام و عقايد» بعثه مقام معظم رهبرى برگزيده شد و سالهاست كه در اين مسؤوليّت تلاش پيگير دارد. سخنرانى هاى «اسلامى» در جلسات علمى روحانيون كاروان ها و پاسخ به شبهات وهّابيّت، اثرگذار، دلنشين و از استقبال شايانى برخوردار بوده است، و بر همين اساس همه ساله توسّط بعثه مقام معظم رهبرى در خدمت حجّاج بيت اللّه الحرام انجام وظيفه مى كند. مجموعه اى از نوشته هاى او هر ساله به صورت (سى دى) در همين محور تكثير و توزيع مى گردد.

در عرصه ى پژوهش، گردآورى و نگارش:

«آقاى اسلامى» در خلال بيش از دو دهه مديريت در سنگر پژوهش و كند و كاوِ علمى در حوزه علميه «قم» در عرصه هاى گوناگون انديشه و مسائل كلامى و در جايگاه ردِّ شبهات و ابهام آفرينى هاى تشكيك ورزان در مورد ايمان و عقيده و مكتب الهام بخش اهل بيت(عليهم السلام)، تلاشى دلپذير و ستودنى داشته و درنگ در قاموس فكرى او رنگ باخته است. اين روحانى دانشمند و پرتلاش، با اِشراف علمى خود چه به صورت فردى و چه به صورت گروهى، قلم زده و صدها اثر علمى گرانبهاى شيعه را ترجمه، تحقيق و تأليف نموده و به زيور طبع آراسته و احيا كرده است و اكنون در سلك پژوهندگان برجسته و صاحب انديشه كشور به شمار مى رود.

در اينجا به چند نمونه از اين آثار اشاره مى شود:

الف. تأليفات و تحقيقات گروهی

ـ تأليف مجموعه «فى رحاب اهل البيت(عليهم السلام)» در بيش از 40 جلد به زبان عربى.

ـ تأليف مجموعه «اعلام الهداية» در 14 جلد به زبان عربى.

ـ تحقيق «فضائل الخمسة» در 3 جلد به زبان عربى.

ـ تحقيق «تفسير كنز الدّقايق» در 12 جلد به زبان عربى.

ـ تحقيق «المراجعات» مرحوم سيّد شرف الدّين موسوى به زبان عربى.

ـ تحقيق كتاب «حيات محمّد» دكتر هيكل مصرى به زبان عربى.

ـ تحقيق و تلخيص كتاب «الامام على، صوت العدالة الانسانيّة»، جُرج جرداق به زبان عربى.

ـ تأليف و تحقيق ده ها كتاب ديگر.

ب. تأليفات و تحقيقات فردى

ـ تأليف شرح مبسوط «صمديه» شيخ بهايى در ادبيّات عرب به زبان فارسى.

ـ تأليف «سيرى در الغدير» علاّمه امينى در تاريخ و كلام به زبان فارسى كه به زبان اردو نيز ترجمه شده است.

ـ ترجمه «زندگانى خاتم الاوصياء(صلى الله عليه وآله)» در امامت و تاريخ به زبان فارسى.

ـ تأليف «اقتصاد فطرى» در تبيين نظام اقتصادى اسلام به زبان فارسى.

 ـ تحقيق مجلّدات دوم و سوم «فضائل الخمسة» در سيره به زبان عربى.

 ـ ترجمه «تحرير الوسيله» امام خمينى(رحمه الله)4جلد در فقه و احكام به زبان فارسى.

ـ تأليف «مع الدكتور ناصر القفارى» در نقد پايان نامه دكتراى ناصر القفارى از استادان دانشگاه محمدبن سعود در رياض عربستان به زبان عربى.

 ـ تحقيق «مصباح الفقاهة» مرحوم آيت اللّه خويى(رحمه الله)در فقه استدلالى.

  ـ تحقيق «مصباح الاصول» مرحوم آيت اللّه خويى(رحمه الله) در اصول فقه به زبان عربى.

 

ج. تأليفات و تحقيقات چاپ نشده:

ـ تأليف «تفسير قرآن» حدود دو جزء اوّل قرآن.

ـ تأليف «كلام نور» در اخلاق.

ـ تأليف «مع الدكتور ناصر القفارى» جلد 2 و 3 به زبان عربى.

ـ تحقيق گسترده «رجال السنه» از مرحوم مظفّر به زبان عربى.

ـ اشراف علمى «موسوعة الامام المهدى(عليه السلام)» در 8 جلد به

زبان عربى.

اجازات مراجع عظام

«حاج آقا اسلامى» به پشتوانه صلاحيتهاى علمى و فقهى و جلب اعتماد مراجع عظام، مفتخر به كسب «اجازه نقل حديث، روايت، امور حسبيه و وجوهات شرعيه» از آنان گرديده است. صاحبان اجازه معظم له،عبارتند از:

آيت اللّه العظمى امام خمينى، آيت اللّه العظمى خوئى، آيت اللّه العظمى گلپايگانى، آيت اللّه العظمى اراكى، آيت اللّه بهجت، مقام معظم رهبرى حضرت آيت اللّه خامنه اى، آيت اللّه سيد على سيستانى، آيت اللّه فاضل لنكرانى، آيت اللّه وحيد خراسانى، آيت اللّه ميرزا جواد تبريزى، آيت اللّه مكارم شيرازى، آيت اللّه صافى گلپايگانى، آيت اللّه سيد موسى شبيرى زنجانى، آيت اللّه نورى همدانى و... .

اسلامى، مبارز انقلابى

 

آيت اللّه على اسلامى، «امام جمعه فعلى تاكستان» در ايّام 15 خرداد 1342 در حلقه ى درس استاد عارف و فرزانه اش، حضرت آيت اللّه موسوى شالى(قدس سره) بوده و در بيت او، سخنرانى هاى هشدار دهنده و آتشين و مبارزات آن مجاهد سفر كرده و نستوه را درك كرده است. «اسلامى» با اشارات معنادار استاد و با همكارى جوانان انقلابى آن روزگار، در برهم ريختن طاق نصرتهاى شاهانه و پخش اعلاميه و عكس حضرت امام خمينى(قدس سره)، نقش مؤثّر داشته و دو بار بازداشت و زندانى شده است. او به سال 1353 با كوله بارى از اندوخته هاى علمى و تجربه از استادان حوزه ها و گذشت روزگار، از «نجف» به «ايران» بازگشت و از سوى پيرفرزانه اش حضرت آيت اللّه شالى(رحمه الله)به همراه دوست دانشمندش جناب آيت اللّه حاج شيخ محمد قاضى زاده به تاكستان دعوت شدند. اين دو يار صميمى به تبليغ و ترويج دين مى پرداختند و با تبليغات دينى و همنوا با ضرب آهنگ انقلابى امام خمينى(رحمه الله) در برانگيختن احساسات عاشورايى مردم غيور تاكستان و شال و منطقه با هدف تحقّق نظام اسلامى سخت مى كوشيدند. در آن دوران وانفسا، تبليغات شاه فرموده حزب رستاخيز از يك سو و طيف ماركسيستى در نشر انديشه هاى الحادى و التقاطى از ديگر سو، آشكار و نهان موج مى زد و جاىِ جلسات دينى و قرآنى و تبيين دروس اعتقادى و اقتصادى و مقايسه ى مكتب اقتصادى اسلام با ديگر نظام هاى اقتصادى جهان در اين منطقه خالى بود. در اين برهه ى حسّاس تاريخى، حاج آقا «اسلامى» با ابرام و مديريت دورانديش خويش، جلسات علمى، دينى و قرآنى جوانان تاكستان و قزوين را در مناسبت هاى مختلف و شبهاى جمعه و شنبه و تابستانِ آن روزگار برگزار مى نمود و فضاهاى خالى پاسخ به موضوعات را هنرمندانه پر مى كرد و خدمتى بايسته به اسلام و مسلمين مى نمود. بدين سان، جلسات مذهبى به محوريت اين روحانى پُرخوان و پُردان، پى درپى برگزار مى شد.

 

مبارزات فكرى «اسلامى»، احساسهاى خفته و حقيقتِ به وديعت نهاده تاكستان و نسل جوانش را نيك بيدار مى ساخت. با حضور جوانان در جلسات «اسلامى» و برگزارى شبهاى بياد ماندنى مراسم احيا، ذهنيّت جوانان و همه مردم اين منطقه دگرگون و هيجانى شد و به تدريج افكار موذيانه الحادى و كمونيستى رنگ باخت و فرهنگ ابتذال و رستاخيزى پهلوى مآبانه بى رنگ گرديد. هر قدر تبليغات آگاهى بخش «اسلامى» گسترده تر مى شد، تهديدها و مزاحمت هاى رژيم پهلوى بيشتر مى گرديد. امّا نائره ى مبارزه عليه طاغوت شعلهورتر و عزم اسلاميان و «اسلامى» راسخ تر مى گشت و استدلال هاى رزين و سخنانِ وزين و آتشينِ آقاى «اسلامى»، جوانان را پرشورتر مى ساخت و اسلام و روحانيت را براى مردم، زيباتر به تصوير مى كشيد و هر روز بيش از ديروز بر گرد وجود اين مبارز صاحب معرفت جمع مى شدند. اسلامى با بينش وثيق و پايان بينى دقيق خود، مؤسسه اسلامى را در تاكستان، بنا نهاد كه بعدها توسّط آيت اللّه موسوى شالى(رحمه الله) به حوزه علميه تبديل شد و توسعه يافت. تاكستانيان، طبق سنّت معمول مبالغى به عنوان حقّ تبليغ به اين روحانى ارزشى و مبارز اهدا مى كردند ولى او (اسلامى) نمى پذيرفت. اين حركت خدا محورانه «اسلامى» حلقه درس و تبليغ او را گسترده تر مى ساخت و جوانان جوياى حقيقت را بيشتر جذب مى كرد و اهداف انقلاب اسلامى را نمود مى بخشيد و زمينه ى ستيز با مظاهر فسق و فجور پهلوى مآبانه را تدارك مى ديد.

 

در سال 1355 برخى از مراكز فساد تخريب شد و تنى چند از جوانان و حاج آقا اسلامى دوباره بازداشت شدند. برگزارى اعياد شعبانيه از ولادت امام حسين(عليه السلام) تا نيمه شعبان آن سال شكوه خاصّى به تاكستان و شال بخشيده بود. جشن سوم شعبان در مسجد اميرالمؤمنين(عليه السلام) (صبّاغان سابق) با شكوهِ تمام برگزار مى شد. بچّه هاى كوچك با خواندن سرودهاى حماسى از مكتب و مؤسسه اسلامى، راهىِ اين مجلس جشن مى شدند، كه ناگاه محوطه مسجد و پيرامون آن به وسيله مأموران و ساواكيها، محاصره شد و حاج آقا اسلامى حين ورود به مسجد و پيش از سخنرانى دستگير و بازداشت گرديد. شيون بچّه هاى سرودخوان و پيرمردان دين مدار، برخاست و مجلس جشن ولادت امام حسين(عليه السلام) به هم خورد، لكن جشن هاى شعبانيّه در ديگر مساجد برپا گرديد و در نيمه شعبان، طاق نصرتهاى زيبا و نمادين زده شده بود. مسجد حضرت «اباالفضل(عليه السلام)» و مسجد «صاحب الزّمان(عج)» و خيابان فردوسى و پاساژ فلكه 17 شهريور، جشن ها برپا كردند كه نوعى مبارزه نمادين با رژيم پهلوى تلقّى مى شد. مدار و محور اين حركت ها، «حاج آقا اسلامى» بود.

 

سال 1356 پيش از انتشار مقاله ى توهين آميز روزنامه اطّلاعات

عليه امام خمينى(قدس سره)تاكستان يك بار ديگر شاهد به آتش كشيده شدن مظاهر فساد و سينماى مبتذل شهر بود. مأموران به سائقه ى تمنّيات ملوكانه مطابق معمول به سراغ «حاج آقا اسلامى» مى رفتند و او را بازخواست مى كردند.

 

جلسات تابستانى كه براى فرهنگيان شهر برگزار مى شد، از تير هجمه ى مأموران در امان نبود. اين بار نيز «اسلامى» دستگير و تحويل ساواك گرديد و سرهنگ انصارى معدوم، به او، هتك حرمت و جسارت كرد، امّا اراده مذهبى «اسلامى»، همچنان خلل ناپذير مى نمود. پس از تظاهرات خونين 19 دى شهر قم، اعلاميه هاى حضرت امام(رحمه الله) و مراجع عظام تقليد، توسّط حاج آقا اسلامى به تاكستان و منطقه آورده مى شد و در مسجد انقلاب (راه شهر) به وسيله برخى جوانان انقلابى قرائت مى گرديد.

 

ماه رمضان سال 1357، آيت اللّه «اسلامى» در مسجد حجتى و مسجد انقلاب (راه شهر) منبر مى رفت. اين دو مكان مذهبى به سنگر مبارزه عليه رژيم شاه تبديل شده بود. كلام انقلابى و روشنگرانه حاج آقا اسلامى، خشم عاملان رژيم پهلوى را برافروخت. «پهلويان» در انديشه از بين بردن اين روحانى نستوه، برآمدند، امّا اراده ى الهى، قاصدانش را راند و حركتشان را سترون ساخت. نيم شبى از شبهاى ماه رمضان، كه از مسجد به خانه برمى گشت، 8 نفر از عوامل و مأموران رژيم با يك دستگاه ماشين و دو دستگاه موتور سيكلت به قصد ربودن و از بين بردن حاج آقا اسلامى به منزلش هجوم بردند. همسر علويه حاج آقا اسلامى با فرياد و كمك خواستن از مردم، مانع ربوده شدن حاج آقا گرديد و همسر فداكارش، اين ذريّه رسول خدا(صلى الله عليه وآله)، از هيبتِ واقعه، بيهوش بر زمين افتاد و براى چندمين بار رفتار پليد عوامل رژيم برملاتر مى شد.

 

گفتنى است كه مردم غيور و وفادار براى دفاع از اين سرباز امام زمان«عجل اللّه تعالى فرجه» پيرامون خانه اش در دل شب اجتماع كردند و پس از ساعتى پراكنده شدند. البته چندين نفر دورانديشانه در خانه ماندند كه پس از دو ساعت، عوامل چركين رژيم حمله نمودند و خانه و ماشين او را به آتش كشيدند.

 

انقلاب همچنان پيش مى رفت و «حاج آقا اسلامى»، در سنگر مسجد و منبر، اعلاميه امام خمينى(قدس سره) را به مردم مى رساند و هر روز جمع بيشترى در صحنه هاى انقلاب و راهپيمايى ها حاضر مى شدند. بامداد 17 شهريور «حاج آقا اسلامى» به وسيله مأموران حكومت نظامى قزوين در فلكه 17 شهريور تاكستان دستگير شد و در سلول انفرادى رژيم زندانى گشت.

 

مهر ماه همان سال با ابتكار «آيت اللّه موسوى شالى(رحمه الله)» راهپيمايى هاى مردمى به اجتماعات عظيم استانى تبديل شده بود و هر روز در يكى از شهرها و بخش ها، اجتماع عظيم برپا مى گشت. اين حركات، شورآفرين بود و انقلابى. از «آوج» تا حدود ساوه و اشتهارد... از افشاريه تا دانسفهان، از شال و اسفرورين، تا «بوئين زهرا» و از تاكستان، تا «ضياء آباد» و قزوين و... سراسر موج تظاهرات و اجتماعات مردمى بود. در تمام آنات و لحظات انقلاب، «حاج آقا اسلامى» چون بازويى پرتوان در كنار وجود «حاج آقا شالى(رحمه الله)» حضورى ستودنى داشت. در هسته ى تفكّر «اسلامى» فراست و طُمأنينه در سير مراحل انقلابى موج مى زد و موجها مى انگيخت. روزى كه نوبت برگزارى اجتماعات در ضياء آباد بود، تنى چند از علماى قزوين كه در راه پيوستن به راهپيمايان بودند، مورد ضرب و شتم مأموران رژيم واقع شدند و از ديگر سو، «شاليان» سلحشور در بيابانهاى ضياء آباد به محاصره مأمورين مُسلّح درآمده بودند. وقتى اين خبرها در امامزاده ضياء آباد به اطّلاع «حاج آقا اسلامى» رسيد، به همراه تنى چند از جوانان انقلابى تاكستان و فرمانده گروهان ژاندارمرى وقت تاكستان مرحوم آقاى طباطبايى به مقصد محاصره شدگان شتافتند و قضيّه را فيصله دادند.

 

صبح 15 بهمن، روحانى آزاده، روانشاد حضرت حجة الاسلام والمسلمين «حاج آقا على اكبر ابوترابى» به همراه جمعى از برادران قزوينى نزد «آقاى اسلامى» آمدند و خبر دادند كه ارتش براى كودتا از غرب به سوى تهران در حركت است و از همدان عبور كرده است، چنانچه مانع عبور آنها نشويم و به تهران برسند، كودتا خواهند كرد! «حاج آقا اسلامى» بعد از شنيدن اين خبرها با همكارى جوانان غيرتمند، مواد آتش زا و سلاح تهيّه كردند و به سوى جادّه ترانزيتى، كه مسير عبور ارتش بود، رهسپار شدند. به دستور مرحوم «حضرت آيت اللّه شالى» و همكارى مردم انقلابى منطقه با جوش دادن ده ها شاخه تيرآهن به پل رحيم آباد، جادّه ها را بستند و جوانان انقلابى با موتورسيكلت به سمت آوج رفتند و با ريختن سنگهاى كوهها در دو سوى جاده، راه ارتباطى را مسدود كردند و يگان رزمى شاه آباد غرب به فرماندهى سرگرد ضرغامى كه با 60 كاميون و تريلى حامل مهمات و تانك و سربازان بسيار را كه عازم تهران بودند، زمين گير كردند.«حاج آقا اسلامى» به ديدار ارتشيان رفتند و مردم روستاها، بخش ها و شهر تاكستان همچنان جاده را قُرق كرده بودند و انتظار مى كشيدند. در چنين اوضاعى، با غذاهاى محلى از ارتشيان پذيرايى نمودند و غائله را دفع كردند. «حاج آقا اسلامى» در طول 72 ساعت كه ارتش در محاصره مردم بود، چهار پنج ساعت بيشتر نخوابيد، ساعت سه چهار بعد از ظهر 17 بهمن، نخست «حاج آقا جلالى خمينى» و سپس «مرحوم حاج احمد آقا خمينى» فرزند امام راحل از ستاد استقبال با آقاى «اسلامى» تماس گرفتند، خدا قوّت گفتند و از وضع روحى ارتش زمين گير شده پرسيدند. «حاج آقا اسلامى» اعلام نمود كه ارتش مورد بحث آماده پيوستن به مردم است. ساعتى بعد حاج احمد آقا بار ديگر، تماس گرفت و فرمود: ارتشيان را در همدان تحويل حضرت آيت اللّه مدنى(1) بدهيد.

 

اسلامى در آستانه ى پيروزى انقلاب

 

بعد از تحويل نيروهاى ارتش به آيت اللّه شهيد مدنى(رحمه الله)، «حاج آقا اسلامى» فورى به تاكستان بازگشت و انتظامات و امنيّت تاكستان را با تشكيل «كميته انقلاب اسلامى» و با همكارى بچّه هاى انقلاب به دست گرفت.

 

اسلامى، پس از پيروزى انقلاب اسلامى

 

«آيت اللّه اسلامى»، پس از پيروزى انقلاب، مدّتى كوتاه مسؤوليّت «كميته انقلاب اسلامى» را بر عهده داشت ولى به عللى استعفا داد و براى تكميل معلومات و ادامه تحصيل به شهر مقدّس قم بازگشت.

 

اسلامى» و مناظره با گروهكهاى الحادى در خوزستان»

 

در استان خوزستان، گروهكها به طور جدّى در برابر انقلاب اسلامى قد علم كرده بودند. مسؤولين استان با شناختى كه از صلاحيّت هاى علمى و عقيدتى «حاج آقا اسلامى»، داشتند، از او براى مناظره و تشكيل جلسات پرسش و ردّ شبهات الحادى دعوت كردند. پس از ورود به خوزستان شمارى از گروهكهاى الحادى و التقاطى، انديشمند گرانمايه، «آقاى اسلامى» را به مناظره فرا خواندند. او با اطمينان به نفس و قاطعيّت تمام با انتشار بيانيه آمادگى خويش را براى مناظره اعلام نمود. آنان كه هرگز انتظار چنين پاسخى را نداشتند، از انجام مناظره سر باز زدند و عقب نشينى كردند و تاب نياوردند. بدين گونه چهره ى نفاقشان برملاتر شد. سرشكستگى بهره آنان و سرافرازى، نصيبِ امّت شهيد پرور خوزستان گرديد.

 

نام پدر
سال تولد
محل تولد
ساکن
نماینده استان
قزوین
نام مهم‏ترین اساتید درس خارج
نام تخصص‏هاى علمى (غیر از فقه و اصول)
نام مهم‏ترین آثار علمى
فعالیت‏هاى علمى
مسئولیت كنونی
مسئولیت قبلى
پست الكترونیكی
اسم الأب
تاریخ الولادة
محل الولادة
محل الإقامة
ممثل محافظة
آذربایجان شرقی
أبرز أساتذة خارج الفقه
التخصصات العلمیة
أهم عناوین الآثار
النشاطات العلمیة
المسئولیة الحالیة
المسئولیة السابقة
برید الإلکترونی
ParentName
BirthDate
BirthPlace
LivePlace
ProvinceId
ImportantLessonTeacherName
OtherProficiency
ScientificWorks
ScientificActivities
CurrentLiability
PreviousLiability
Email
ارسال نظر
نویسنده
متن
*